افلاطون می گوید:
اﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﻣﺎ ﻫﻢ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ ،ﺑﻪ ﻣﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﺎ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﻧﺶ!
ﺁﺩﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶ
افلاطون می گوید:
اﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﻣﺎ ﻫﻢ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ ،ﺑﻪ ﻣﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﺎ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﻧﺶ!
ﺁﺩﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶ
١_ ترسناک ترین جای جهان ذهن شماست.
٢_ عمل باشید نه عکس العمل ، صدا باشید نه انعکاس صدا .
۳_ مراقب بدن خود باشید ، زیرا تنها جایی است که تا آخر عمر در آن زندگی می کنید .
۴_ اجازه ندهید رفتار دیگران آرامش درونی شما را بهم بزند .
۵_ آرزو کردن برای اینکه جای شخص دیگری باشید ، یعنی نادیده گرفتن خودتان.
۶_ ارزش شما با رفتار دیگران با شما، تعیین نمیشود.
٧_ اگر کسی کار اشتباهی انجام داد، همه خوبی هایش را فراموش نکنین.
٨_ قهرمان بودن یعنی ایمان به خود، وقتی دیگران به شما اعتقادی ندارند.
٩_ کسانی که در گذشته زندگی می کنند، آینده خود را محدود می کنند.
١٠_ هیچ یک از ما برنده یا بازنده به دنیا نیامده ایم ، انتخاب کننده به دنیا آمده ایم .
امواج زندگی را
بپذیر
حتی اگر گاهی تو را
به عمق دریا ببرد،
آن ماهی آسوده
که بر سطح آبها می بینی
مرده است.....
در زندگی خود
به دنبال آرامش واقعی باشید...

چون رنگ طبیعی خودش را دارد...

گاهی، کسانی که هزاران فرسنگ
از شما فاصله دارند،
می توانند احساس بهتری نسبت به
کسانی که دقیقا کنارتان هستند،
در شما ایجاد کنند...

قطار زندگی با سرعت تمام
در حال حرکت است....
قدر عمر و فرصت هایمان را بدانیم...

دو دیدگاه در این زمینه وجود دارد؛ اول اینکه در این سه روز به دلیل کامل بودن ماه، شبها
روشن و سفید است و به همین جهت روزهای این سه شب را ایامالبیض به معنای روزهای
سفید نامیدهاند.
دیگر اینکه در حدیثی از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم آمده است: «هنگامی که آدم خطایی که ترک اولی بود را انجام داد، بدنش سیاه شد، پس از آن بر قلبش الهام شد که روزهای 13 و 14 و 15 را روزه بگیرد، هر روز از این روزها را که روزه گرفت، بخشی از بدنش سفید شد، وقتی سه روز تمام شد، تمام بدنش سفید شده بود، به همین دلیل این روزها را روزهای سفید گفتهاند.
«ابن مسعود» سبب نامیدن این ایام به
«ایام البیض» را چنین نقل میکند:
از نبی اکرم (ص) شنیدم که میفرمودند: «هنگامی که جناب آدم علیهالسلام عصیان پروردگارش را کرد، منادی از عرش ندا داد، ای آدم از جوار رحمت من بیرون شو، زیرا کسی که عصیان مرا کند در جوار من نیست، حضرت آدم و فرشتگان گریستند، سپس خداوند جبرئیل را نزد حضرت آدم (ع) فرستاد، جبرئیل حضرت آدم را در حالی که رنگ او از نورانیت بهشتی به تیرگی تغییر کرده بود به زمین فرود
آورد.
وی ادامه داد: ملائکه با دیدن
این وضعیت فریاد بر آوردند: پروردگارا، خلقی آفریدی و از روح برگزیده خود در او
دمیدی و ملائکه را به سجده او در آوردی و به یک گناه سفیدی او را به سیاهی مبدل
کردی، پس منادی از آسمان ندا کرد که امروز را برای خداوند روزه بگیر و آن روز
سیزدهم ماه بود و چون آدم آن روز را روزه گرفت و قسمتی از تیرگی حضرت آدم (ع) برطرف
گشت تا اینکه در انتهای این سه روز به حالت اول خود برگشت به این دلیل این ایام را
«ایام البیض» نامیده شد.
حلول ماه مبارک رجب، و میلاد امام محمدباقر (ع) مبارک باد
ماه مناجات و بندگی و ماه خانه تکانی دل ها

امام كاظم(عليه السلام) مى فرمايد: رجب، نام نهرى در بهشت است كه از شير سفيدتر و از عسل شيرين تر است; بنابراين هركس يك روز از ماه رجب را روزه بدارد، خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند.(
شاه عباس صفوی برای تفریح, تنبل خانه ای تاسیس کرد و مقرر داشته بود که تنبل ها را در آن جای دهند و لوازم زندگانیشان را از مال شاه تهیه نمایند.
رفته رفته عده ی سکنه ی تنبل خانه زیاد شد.به حدی که هم جا تنگ شده بود و هم مخارج گزاف. شاه به مسخره (دلقک) ی خود گفت:
"برای تقلیل عده ی تنبلان چاره ای بیندیشید."مسخره این طور صلاح دید که برای تشخیص تنبل های حقیقی از تنبل نماها, همه را به حمامی ببرند و در و منافذ حمام را ببندند و آتش حمام را به تدریج تند کنند
تا به سر حد سوزندگی برسد, ناچار تنبل ها تاب حرارت را نمی آورند و از حمام بیرون می روند و تنبل حقیقی کسانی اند که تا به آخر در حمام می مانند و از شدت تنبلی قدم بیرون ننهند.
شاه این تدبیر را پسندید و امر به اجرای آن داد. در نتیجه تمام تنبل ها از حمام فرار کردند. فقط دو نفر باقی ماندند ، که روی سنگ های سوزان کف حمام خوابیده بودند.
یکی ناله می کرد و می گفت: " آه سوختم." آن دیگری که از شدت تنبلی حال ناله و فریاد هم نداشت,
گاهی با صدای ضعیف می گفت: "بگو رفیقم هم سوخت "
وقتی که در زمان یزدگرد ، عربها به ایران حمله کردند و ایران را فتح کردند ، مردم ایران را که دارای دین زرتشت بودند آتش پرست و کافر نامیدند و انها را مجبور کردند که به دین اسلام روی بیاورند . در این میان گروهی خودشان به دین اسلام گرویدند و گروهی هم از ترس مسلمان شدند ، چون می دیدند که افرادی که مسلمان نشوند را میکشند .
اعراب افرادی را که مسلمان نمی شدند ، مردها و سرپرست خانواده را در آتش میسوزاندند تا دیگران یاغی گری نکنند ، و زنان آنها را به کنیزی و بچه ها را برای نوکری و کلفتی می بردند .
این بچه ها بزرگ شدند و در خانه اعراب کار میکردند و خود اعراب هم بچه هائی هم سن اونها داشته اند ، وقتی ازصاحب خانه میپرسیدند که این بچه تو است (کلفت و نوکرها)، میگفته : ” نه ، این پدر سوخته است ” یعنی بچه ما نیست ، نوکر و کلفتی است که پدرش در جریان فتح ایران سوزانده شده است و به این نوکر و کلفت ها میگفته اند : “پدر سوخته ”
منبع : لغت نامه دهخدا
پیدایش شب و روز بر اثر چرخش زمین به دور خود

یه سفره ی ساده ؛ نه آب پرتقال
و نه نوشیدنی های بالا شهری ؛ که چایی خودمون
رنگارنگی سفره مهم نیست
مهم چندنفری هستن که دورش نشستن
پر از عشق ، پر از محبت …
چایی تلخ رو که با عشق دم کنی
شیرین ترین نوشیدنی دنیا میشه ؛ حتی بدون قند !

خواب فرایندی طبیعی است که بطور منظم هر بیست و چهار ساعت اتفاق میافتد و در آن حالت انسان، ناهشیار و نسبت به اتفاقات اطراف خود نا آگاه است.
اگر نتوانیم بخوابیم نگران میشویم، اگر بی خوابی گهگاهی اتفاق بیفتد روز بعدش احساس خستگی خواهیم داشت اما در این حالت آسیبی به سلامتی جسمی و روانی ما وارد نمیشود اما پس از چند شب بیخوابی به تدریج متوجه خواهید شد: که تمام مدت خسته هستید ، در طی روز چرت میزنید ، تمرکز فکری برایتان.....
